الان که بالاخره موفق شدم برم دستشویی بعد این همه مدت گفتم بیام و از فرصت استفاده کنم چون نت برای لپ تاپ ندارم و میخوام پستهایی رو که میخوام تو این مدت بنویسم رو الان بنویسم
س داشت مینالید ازینکه : هیچوقت برای دشمنتم حتی اینو نخواه که اینقدر مثل من خوار و ذلیل بشه و اینقدر زیر دست مردم نیش و کنایه بشنوه . من خودم نخواستم که اینطور سکته کنم و فلج بشم که رو دست اینا بمونم .
میگه من ا رو خیلی دوست دارم اما حرفاش مثل یک خار به تنم فرو میشه و دلمو میشکونه به خدا دل شکستن خیلی گناه داره
حرفاش خیلی منو به فکر فرو برد و از طرفی ناراحت شدم چون خودمو گذاشتم جای اون و واقعا برام دردناک بود این مضوع
خدارو شکر کردم که تنم سالمه و دست پام و کارام به اختیار خودمه
خدایا شکرت که به فکرمی و منو تا الان همراهی کردی ...
D for diet...ما را در سایت D for diet دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 204