حال الانی که دارم این پست رو مینویسم خیلی متفاوت تر از پس های دیگمه و خیلی چیز ها فرق کرده . زمان که گذشت دیدم هیچ رمقی برای کار کردن ندارم و نمیخوام که دیگه ادامه بدم چند هفته به شدت پر استرس و بی ارامش رو گذروندم و ض داشت روز به روز من رو عصبی تر و دمدمی مزاج تر از دیروزم میکرد و اخرین چیزی که میخواستم این بود.
فشار خونه و خونواده از طرف دیگه روی شونه هام سنگینی میکرد و حقیقتش دلم خواست تصمیم بزرگی بگیرم و با ع صحبت کردم اونم گفت که تو نتورک همش دروغ و چرندیات میدن تو ذهنت و این اصلا خوب نیست و بعد دو روز کلنجار رفتن قید کار رو زدم و بالاخره با مه که لیدرم بود صحبت کردم بعد کلی حرف زدن و جلسه باز هم نظر من تغییر نکرده بود و الانم همونه!
الانم پیام داده بود که با فر جلسه گذاشته و میخواد باهاک صحبت کنم منم گفتم هیچی ننوشتم و واقعا هم تمایلی ندارم که بخوام باهاشون کلنجار برم .به اندازه کافی عذاب وجدان تیم و بچه های تیمم روانم رو داره می // گ// ا //د و دیگه حوصله حرف زدن با بالاسری هارو ندارم
تو این گیر و دار هم ع از دست من حسابی ناراحت و دلخور شد و خیلی جدی این بار به روی من اورد و منم چون در حال حاضر داشتم با دو مشکل قبلی سر و کله میزدم اصلا توان توجیح کردنش رو نداشتم و چیز هایی رو بهم گفت که باعث ناراحت شدن جفتمون شد.
همش داشت تکرار میکرد که بهش اهمیت نمیدم توجه نمیکنم یا برام مهم نیستش در صورتی که واقعا این طور نبود و من ناخواسته بدون اینکه متوجه بشم انگار با رفتارام ناراحتش کردم و از سم کمک گرفتم و اونم گفت باید علی رغم اینکه بار ائلمه اما تلاشمو بکنم که احساسات و علاقه ام رو بهش راحت تر بفهمونم .
چون سم یه حرف خوبی زد و اونم این بود که گفت اگه تو محبت نکنی یک دیگه راحشو پیدا میکنه و بهش محبت کنه و ایم خودش یه عامل محرکی شد که بخوام خودم رو عوض کنم.
خدارو شکر این بحثمون با کمکای سمیرا به خوبی گذشت و الان حقیقتش اینه که حالم بهتره اما بعد تماس تصویری که با مهد و خانوم س داشتم مودم کج و معوج شد و اتلان یه سردرگمی خاصی دارم .
D for diet...ما را در سایت D for diet دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 126