امروز 17 مهره ..
یک سال گذشت
یک سال از روزی که دیدمت برای بار اول و از خود راعروی دانشگاه تا سر کلاست تعقیبت کردم
امار کلاستو گرفتم و به خودم جرات دادم که سر صحبتو باهات باز کنم اومدم ازت پرسیدم اینجا کلاس ریاضی یکه؟ تو هم با یه نیمچه لبخند معمولی گفتی :"اره"
این تنها دیالوگ رو در رویی بود که تو این یک سال بینمون رد شد و بقیش همش پیامای بی چشم داشت من به تو و همش از اون موقع منتظرت بودم که بیای اما نیومدی
اشگال نداره من نا امید نمیشم من خیلی لجباز تر از این حرفام که با بی توجهیات پا پس بکشم
میخواستم بگم هنوزم مثل روز اول دوستت دارم حتی بیشتر و بزرگتر
تو این مدت که ننوشتم دوران سختی رو گذروندم کلی حرف ناگفته دارم که تو دلم جنع شده همش منتظرم که روز تولدت برسه تا به بهانش بهت پیام بدم دوباره باهات حرف بزنم
بهت بفهمونم که هنوزم بهت فکر میکنم
پی نوشت: این رو 17 مهر نوشته بودم و هیچ اینترنتی نبود تا پست بشه...
D for diet...
ما را در سایت D for diet دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 123