کل اتاق و قفسه و کمد در کل همه وسایلمو ریختم بیرون و مرتب کردم و مقنعه مو بالاخره یافتم اما انگشترم همچنان نیست!
ایرادی نداره فکر کنم خونه جا گذاشتمش
همینطور که انبوهی از وسایل ریخته بود رو تختم خودمم رو تخت ص ولو شده بودم و داشتم چنل بی گوش میدادم که یهو سرو کله ص وم پیدا شد خسته و له و بی اعصاب تر از همیشه
سریع خودم جمع کردم و از رو تختش پاشدم دوست نداشتم منو تو اون حال کرکثیف ببینه :/
الانم خیلی وقته کارامو کردم ص بدون اینکه کلمه ای با من حرف بزنه همچنان پای گوشیشه و داره سریال ترکس نگاه میکنه این واقعا برام ازار دهندست چون خودمو خیلی هم اطاقی بیخاصیتی احساس میکنم که نمیتونم گزینه جذابی برای سرگرم شدنمون پیدا کن یا بهونه ای برای حرف زدن !
خیلی حس کرخت بودن دارم و نمیدونم چطور توصیفش کنم وقتی برای اولین بار دیدم که ص یک تیشرت سرخابی جذاب پوشیده با هیجان گفتم چقدر بهت میاد و اون مثل همیشه بی تفاوت یه دیالوگی گفت که یادم نیست بعدشم اشاره کرد که مال مامانشه
کاش نیرویی داشتم که میتونستم ذهن و فکر ادمارو ببینم و بخونم !
D for diet...ما را در سایت D for diet دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 228