B for beginning

خرید بک لینک

میخواستم بلاگ نویسی رو از همون روزی که لپ تاپو گرفتم شروع کنم ولی ازون جایی که هم خودمو میشناسم هم وقتمو این کار تا الان به وقفه افتاد!

دلیل اصلی این کارمم از جایی شروع میشه که من همش نگرانی اینو دارم که کسی بره دفترچه خاطراتمو پیدا کنه (اگه پیدا کنه!)

و چیزایی که نوشتم رو بخونه . البته بی دلیل هم نیست چون قبلا خودم سابقه این کارو داشتم که هم یادداشت های ن رو خوندم اما از مغزم هیچوقت به بیرون درز پیدا نکرد یعنی اصلا به خودم اجازه همچین کاری رو هیچوقت ندادم که عکس یواشکی از کسی پخش کنم یا رازشو لو بدم یا هرکاری ازین دسته.

برای همین همیشه این ترس با من موند و دلیل این شد که از تمام برگه های دفترچه خاطراتم عکس گرفتم چند روز پیش و بعدش پارش کردم که بیام ازین به بعد اینجا بنویسم

یک مشکل اساسی دیگه با دفترچم داشتم این بود که مجبور میشدم برای اینکه تو پانسیون نمونه همه جا با خودم ببرمش بعد این وسط ظرف غذایی که تو کیفم چپ میشد گند میزد به زندگیم

و یا اینکه تو کوله دانشگاهم لای وسایل و ابزار کارم له و لورده میشد هرچند دلم همچنان از کاری که بلاگفا 5 سال پیش کرد خونیه ولی خب بازگشت همه به سوی بلاگفاست

از طرفی خیالم راحته که یک فن گرفتم و کارمو خوب راه میندازه و دیگه داغ نمیکنه رو پاهام پس میتونم مدت بیشتری کار کنم با لپ تاپ بدون اینکه بخوام نگران این باشم قاطی کنه از شدت داغی دیگه فکر کنم این همه دلیل قانع کننده کافی بود که بلاگ درست کنم .

حتی اگه زمانی پشیمون شدم میذارم همچنان نوشته هام باقی بمونه چون میخوام جلوی چشمم باشه و بمونه برای روزی که شاید کمتر وقایع رو به خاطرم بیارم

تصمیم مزخرفی که برای امسال گرفتم این بود که به کسی سال نورو تبریک نگم و ببینم کی به یادم میمونه و پیشقدم میشه ... تا الان فقط الهام و یکی دو نفر دیگه فقط یادشون بود

پ.ن: ایده انوان پست رو هم از شتر مرغ دوست داشتنی گرفتم . یادش بخیر

Here we go again…

D for diet...

ما را در سایت D for diet دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 231 تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 14:00

صفحه بندی